
یه گزارش خبرنگار تابناک در استان کرمانشاه، «مجید درویشی» مدیرکل بهزیستی استان کرمانشاه، مردادماه امسال اعلام کرد که ۱۹۲ هزار نفر در قالب ۸۱ هزار و ۸۳۱ خانوار تحت پوشش این سازمان قرار دارند و بخش قابل توجهی از خدمات بهزیستی در حوزههای تخصصی توانبخشی، سلامت اجتماعی و اورژانس اجتماعی ارائه میشود.
این آمار، به تنهایی تصویری روشن از حجم مسئولیتی ارائه میدهد که بر دوش بهزیستی کرمانشاه قرار دارد؛ اما پشت این عدد بزرگ، خانوادههایی قرار دارند که بسیاری از آنها با هزینههای سنگین درمان، توانبخشی، مسکن، اشتغال و معیشت مواجهاند. بر اساس اعلام معاون امور توانبخشی بهزیستی استان، ۴۹ هزار و ۶۰۰ نفر در کرمانشاه از خدمات توانبخشی بهزیستی بهرهمند هستند؛ رقمی که حدود ۲.۵ درصد جمعیت استان را شامل میشود.
اما زندگی یک فرد دارای معلولیت در بسیاری از موارد به دریافت یک مستمری یا کمکهزینه محدود نمیشود. هزینههای فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، تجهیزات کمکتوانبخشی، ویلچر، سمعک، دارو، مراقبت و در برخی موارد پرستاری، میتواند بخش قابل توجهی از درآمد یک خانواده را مصرف کند. به همین دلیل، مسئله اصلی فقط میزان مستمری نیست؛ مسئله، میزان پوشش واقعی هزینههای زندگی و درمان فرد دارای معلولیت است.
مسئولان بهزیستی استان نیز اعلام کردهاند که با وجود افزایش اعتبارات کمکهزینه معیشت، منابع موجود همچنان پاسخگوی همه نیازهای جامعه هدف نیست. همچنین اجرای کامل برخی مواد قانون حمایت از حقوق معلولان به دلیل محدودیت اعتبارات با فاصله مواجه است.
اینجا یک موضوع مهم مطرح میشود که شاید کمتر از آنچه باید مورد توجه قرار گرفته باشد: بیمه درمان و توانبخشی. خانوادهای که فرزند یا عضوی دارای معلولیت دارد، اگر مطمئن باشد بیمه هزینههای ضروری درمان، توانبخشی، تجهیزات و خدمات مورد نیاز را به شکل واقعی پوشش میدهد، بخش مهمی از نگرانی اقتصادی آن خانواده کاهش پیدا میکند.
در واقع، حمایت اجتماعی نباید فقط پس از وقوع بحران وارد عمل شود، بلکه باید سازوکاری وجود داشته باشد که خانواده در زمان بیماری، معلولیت یا آسیب اجتماعی، از سقوط اقتصادی مصون بماند.
از همین منظر، یکی از مطالبات جدی استان میتواند ایجاد پوشش بیمهای مؤثر و قابل اتکا برای خدمات درمانی و توانبخشی جامعه هدف بهزیستی باشد.
بیمهای که در زمان بیماری واقعاً هزینه را پوشش دهد، نه اینکه خانواده پس از مراجعه به پزشک و مرکز درمانی همچنان با انبوهی از هزینههای پرداختنشده مواجه باشد.
مسکن یکی دیگر از چالشهای جدی جامعه هدف بهزیستی کرمانشاه است. بر اساس اعلام معاون توسعه کارآفرینی، اشتغال و مسکن بهزیستی استان، حدود ۱۰ هزار و ۲۰۰ مددجوی فاقد مسکن شناسایی شدهاند، که از این تعداد، ۴۳۰۰ نفر در طرح نهضت ملی مسکن تأیید صلاحیت شدهاند و حدود ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ نفر نیز تخصیص واحد دریافت کرده و وارد فرآیند ساخت شدهاند. همچنین برای حوزه مسکن مددجویان در سال جاری ۳۱۰ میلیارد تومان تسهیلات پیشبینی شده است.
این ارقام نشان میدهد که اگرچه برنامههایی برای حل مشکل مسکن وجود دارد، اما هنوز فاصله قابل توجهی میان تعداد افراد نیازمند و تعداد واحدهای تخصیصیافته وجود دارد. از سوی دیگر، تأمین سهم آورده برای بسیاری از مددجویان به یک مانع جدی تبدیل شده است؛ موضوعی که خود بهزیستی نیز آن را یکی از چالشهای مهم اجرای طرح مسکن مددجویان اعلام کرده است.
بنابراین سؤال این است: مددجویی که به دلیل شرایط اقتصادی تحت حمایت بهزیستی قرار گرفته، چگونه باید سهم آورده چندصد میلیون تومانی مسکن را تأمین کند؟ حل این مسئله نیازمند همکاری واقعی بهزیستی، راه و شهرسازی، بنیاد مسکن، بانکها، خیرین و سایر دستگاههای مسئول است.
یکی از مهمترین تفاوتهای «حمایت» با «توانمندسازی» در حوزه اشتغال مشخص میشود. پرداخت تسهیلات اگرچه ضروری است، اما به تنهایی نمیتواند موفقیت یک برنامه اشتغالزایی را ثابت کند.
سوال این است: چه تعداد از دریافتکنندگان تسهیلات، امروز دارای شغل پایدار هستند؟ چند نفر توانستهاند درآمدشان را افزایش دهند؟ چه تعداد از کسبوکارهای ایجادشده پس از دریافت تسهیلات همچنان فعال هستند؟ برای فروش محصولات تولیدشده توسط مددجویان چه بازار پایداری ایجاد شده است؟
این پرسشها اهمیت دارد؛ زیرا موفقیت واقعی زمانی اتفاق میافتد که یک مددجو از یک دریافتکننده کمک به یک فرد دارای درآمد پایدار و مستقل تبدیل شود.
یکی دیگر از مطالبات جامعه معلولان، اجرای سهمیه قانونی استخدام است. معاون امور توانبخشی بهزیستی استان اعلام کرده است که دستگاههای دولتی و عمومی موظف به اختصاص سه درصد از استخدامهای خود به افراد دارای معلولیت هستند، اما این حکم هنوز بهطور کامل اجرا نمیشود.
هر دستگاه اجرایی استان باید مشخص کند چه تعداد سهمیه داشته، چه تعداد فرد دارای معلولیت استخدام کرده و چه میزان از تکلیف قانونی خود را اجرا کرده است. فرد دارای معلولیت بیش از آنکه نیازمند ترحم باشد، نیازمند فرصت برابر است.
مناسبسازی شهر نیز همچنان یکی از مطالبات جدی است. مسئولان بهزیستی کرمانشاه نسبت به رعایت نشدن کامل ضوابط مناسبسازی حتی در برخی ساختمانهای جدید انتقاد کردهاند.
به گفته معاون امور توانبخشی استان، مناسبسازی فقط مربوط به افراد دارای معلولیت نیست و سالمندان، بیماران، افراد دارای آسیبدیدگی موقت و خانوادههای دارای کودک و کالسکه نیز به محیط مناسب نیاز دارند؛ بنابراین بهتر است مناسبسازی از مرحله طراحی و صدور مجوز ساخت کنترل شود، نه اینکه پس از احداث ساختمان تازه مشخص شود که استفاده از آن برای بخشی از شهروندان دشوار یا غیرممکن است.
بهزیستی کرمانشاه در حوزه آسیبهای اجتماعی نیز مسئولیت سنگینی بر عهده دارد؛ از اورژانس اجتماعی و مشاوره گرفته تا کودکآزاری، خشونت خانوادگی، اعتیاد، کودکان کار و پیشگیری از خودکشی. کرمانشاه امسال به عنوان پایلوت اجرای طرح ملی پیشگیری از خودکشی انتخاب شده است؛ موضوعی که نشاندهنده اهمیت و حساسیت حوزه سلامت اجتماعی در استان است. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت بهزیستی به تنهایی مسائل اجتماعی را حل کند.
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نیازمند همکاری آموزش و پرورش، دانشگاه علوم پزشکی، دستگاه قضایی، فراجا، شهرداریها، اداره کار، رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و خانوادهها است. بهزیستی باید محور تخصصی این شبکه باشد، اما مسئولیت همه دستگاهها باید مشخص و قابل ارزیابی باشد.
موضوع کودکان کار نیز یکی دیگر از چالشهای اجتماعی استان است. مدیرکل بهزیستی کرمانشاه اخیراً از توانمندسازی ۶۰ کودک کار خبر داده و همزمان هشدار داده است که کمکهای مقطعی و دلسوزیهای بدون برنامه ممکن است به جای حل ریشهای مسئله، چرخه حضور کودکان در خیابان را تداوم بخشد.
این نگاه از یک جهت بسیار مهم است: کودک کار نباید فقط یک چهره نیازمند کمک در چهارراهها دیده شود؛ پشت هر کودک کار، خانواده، شرایط اقتصادی، وضعیت تحصیل و گاهی مجموعهای از مشکلات اجتماعی قرار دارد؛ بنابراین راهحل باید از خیابان به خانواده و از خانواده به توانمندسازی برسد.
واقعیت این است که از یک طرف از بهزیستی انتظار داریم مشکلات گروههای مختلف اجتماعی را حل کند و از سوی دیگر، منابع مالی، نیروی انسانی و ظرفیت اجرایی آن نیز باید متناسب با حجم مأموریتها باشد. وقتی نزدیک به ۱۹۲ هزار نفر در قالب بیش از ۸۱ هزار خانوار تحت پوشش قرار دارند، کوچکترین ضعف در تأمین منابع میتواند به شکل مستقیم بر زندگی خانوادههای تحت حمایت اثر بگذارد.
از سوی دیگر، افزایش مشارکت خیرین و مردم اتفاقی ارزشمند است، اما خیرین باید مکمل نظام حمایت اجتماعی باشند، نه جایگزین آن. جامعهای که برای حمایت از معلولان، سالمندان، کودکان و خانوادههای آسیبپذیر نیازمند است، باید همزمان از ظرفیت دولت، خیرین، بخش خصوصی و سازمانهای مردمنهاد استفاده کند.
اکنون که تصویر نسبتاً روشنی از وضعیت موجود ارائه شد، شاید بتوان پنج مطالبه مشخص را مطرح کرد:
بیمه مؤثر و واقعی درمان و توانبخشی برای افراد دارای معلولیت و خانوادههای نیازمند؛ تعیین تکلیف ۱۰ هزار و ۲۰۰ مددجوی فاقد مسکن و ارائه گزارش شفاف از روند واگذاری واحدها و تأمین سهم آورده؛ انتشار آمار دقیق اشتغال پایدار مددجویان و مشخص شدن تعداد افرادی که پس از دریافت تسهیلات به استقلال اقتصادی رسیدهاند؛ اعلام وضعیت اجرای سهمیه سهدرصدی استخدام معلولان توسط دستگاههای اجرایی استان.
تدوین یک نقشه راه مشترک برای آسیبهای اجتماعی با حضور دستگاههای مسئول و تعیین شاخصهای قابل اندازهگیری برای سنجش نتیجه اقدامات.
بهزیستی کرمانشاه با جامعهای حدود ۱۹۲ هزار نفری در قالب ۸۱ هزار و ۸۳۱ خانوار مواجه است؛ جامعهای که نیازهای آن فقط به مستمری محدود نمیشود.
نزدیک به ۵۰ هزار نفر از خدمات توانبخشی استفاده میکنند، بیش از ۱۰ هزار مددجوی فاقد مسکن شناسایی شدهاند و همزمان حوزههای اشتغال، مناسبسازی، سلامت اجتماعی و آسیبهای اجتماعی نیز نیازمند توجه جدی هستند؛ بنابراین موفقیت بهزیستی را نباید فقط با میزان اعتبار هزینهشده یا تعداد تسهیلات پرداختشده سنجید.
معیار اصلی باید این باشد: چند خانواده توانستهاند از فقر و آسیب فاصله بگیرند؟ چند فرد دارای معلولیت توانستهاند شغل و درآمد پایدار داشته باشند؟ چند مددجو صاحب خانه شدهاند؟ چند کودک از چرخه کار خیابانی خارج شدهاند؟
مهمتر از همه: چند انسان توانستهاند با حفظ کرامت، استقلال و امید، زندگی عادی خود را ادامه دهند؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن باشد، میتوان گفت حمایت اجتماعی از مرحله «کمکرسانی» عبور کرده و به مرحله واقعی توانمندسازی رسیده است. کرمانشاه برای رسیدن به این نقطه، بهزیستی قدرتمند، منابع پایدار، بیمه کارآمد، همکاری دستگاههای اجرایی، مشارکت خیرین و البته رسانهای مطالبهگر و منصف نیاز دارد.
انتهای پیام/