ثناگویی مدیرکل کار کردستان و شهادت آن ده صوفی!

دیروز در سنندج مراسمی به مناسبت روز کارگر با حضور جمعی از مدیران ارشد کردستان، شماری از کارگران زحمت‌کش و خانواده‌های محترم آنها برگزار شد؛ از 3 ساعت وقت تقریبی برنامه، تنها حدود 20 دقیقه آن به بیان مشکلات جامعه کارگری گذشت؛ مداحی مدیرکل کار کردستان در مراسم هم، بیش از هرچیز اسباب تأسف شد.

به گزارش تابناک کردستان، مراسم روز جهانی کارگر، دیروز در سنندج برگزار شد، حضور مدیران ارشد استان در برنامه پررنگ بود، از استاندار و معاون اقتصادی‌اش گرفته تا رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان کردستان و شماری از مدیران کل دستگاه‌های اجرایی؛ و چه فرصتی بهتر از این که مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی یک ربع ساعت وقت سخنرانی خود را به مدح مدیران ارشد استان بپردازد؛ به جای بیان دردهای فروخورده کارگران و خانواده‌های صبور آنها!

«برهان صلواتی» انگار در ثناگویی دستی دارد؛ دی‌ماه 96 در جلسه مرتبط با اشتغال پایدار روستایی می‌گفت: «انصافاً در دولت تدبیر و امید، چهار سال گذشته، بیشترین فعالیت عمرانی را در روستاها داشته‌ایم؛ شما به هر روستایی سر بزنید نسبت به دولت‌های گذشته، بیشترین فعالیت‌های عمرانی را داشتیم»؛ فارغ از اینکه آن نظریه چقدر به واقعیت نزدیک بود و قابل اعتنا، باید گفت، برای نخستین بار بود که مدیرکل کار یک استان درباره حوزه‌ای تخصصی که اصولاً ارتباطی به وی ندارد و انتظار آن است که معاون عمرانی استاندار درباره آمار آن حوزه اظهار نظر کند، با آن قاطعیت نظر می‌داد!

فیگوری که دیروز مدیرکل کار کردستان برای اعلام وفاداری تام و تمام به اولیاء نعمت در کردستان گرفت اقتضاء سال‌ها قبل بود! ژست تاریخ مصرف گذشته جناب «صلواتی» در شرایطی که اوضاع اقتصادی قشر کارگر تعریفی ندارد و نرخ بیکاری کردستان رکورد زده است شایسته شماتت بود.

کسی از او نپرسید کارگران و خانواده‌های صبور آنها ساعت‌ها نشسته‌اند که شما مدح و منقبت کنید؟! نمی‌شد ثناگویی را بگذارید برای همان جلسات بی‌خروجی‌تان؟ نمی‌دانید تیم اقتصادی دولت در کردستان در این سال‌ها و بویژه در یک‌سال اخیر آنقدر شیرین‌کاری داشته که نتوان با تانک هم از این تیم دفاع کرد!

جناب مدیرکل! کسانی که شایسته مدح و ثنا هستند کارگران و خانواده‌های آنها بودند که در جلسه حضور داشتند و امثال آنها نه دکترهای ممدوح شما و به قول مبارک «شهردار عزیز» سنندج!

بگویید آن 5250 نفر و 1340 نفر و 1550 نفر اشتغال که از آن یاد کردید دقیقاً کجا ایجاد شده است؟ می‌پذیرید که اشتغال پایدار، همانا اشتغال بر پایه عرفی آن (بیمه اجباری) و دریافت حقوق بر پایه قانون کار است و نه اشتغال هفته‌ای، دو ساعت و پاره وقت و ... اطلاعات آن 8140 نفر شاغل را به صورت دقیق همراه با رقم دریافتی حقوق ماهیانه و شماره بیمه اعلام کنید؛ اصرار بر راستی‌آزمایی داریم.

شما دیروز بهتر نبود به جای آن همه مدح‌گویی، موضوع برقراری بیمه بیکاری در سال 97 برای 4190 نفر کارگر شریف در کردستان را باز می‌کردید؟ موضوع عمل نکردن شما به وظیفه در سمت دبیر آن کارگروهی که پس از جلسه سال گذشته آقای «مرادنیا» با کارگران و کارفرمایان  تشکیل شد، چه بود؟ چرا قبل از آنکه نماینده کارگران اظهار گلایه کند و جناب آقای استاندار پشت تریبون بروند و در پاسخ به او عمل نکردن شما به وظایف‌تان را یادآوری کند، توضیحی در آن خصوص ندادید؟

راستی در سخنان‌تان گفتید «اشتغال شغل ایجاد می‌کند و شغل هم همان کارگر است که در واحد تولیدی یا خدماتی ایجاد می‌شود» این تعریف را از کجا آورده‌اید؟ مبادا در سفر رئیس جمهور محترم به استان چنین تعاریفی ارائه کنید و اسباب مزاح شوید!

فرمودید «بهترین مجموعه رفاهی و ورزشی کارگران ایران در شهرستان مریوان است»؛ یعنی می‌خواهید ملت باور کنند که مجموعه ورزشی و رفاهی کارگران مریوان، در تهران و مشهد و اصفهان و تبریز و شیراز و ... همتا ندارد؟ به راستی مردم را چه فرض کرده‌اید؟ ارائه این سخن غیرقابل قبول را توهین به شعور مخاطب‌تان نمی‌دانید؟

به نظرم این چند یادآوری فعلاً کفایت می‌کند؛ و اما حکایت آن ده صوفی که در مطلع کلام اشاره شد؛ حکایت شما و مدیران امثال شما حکایتی از «مقالات شمس تبریزی» را به ذهن متبادر می‌کند.

نقل شده، «شخصی در قضیه‌ای که دعوی کرده بود و گواه خواسته بودند، ده صوفی را ببرد. قاضی گفت «یک گواه دیگر بیار!» گفت «ای مولانا، واستَشهِدوا شَهیدَینِ مِن رجالِکم؛ من ده آوردم» قاضی گفت «این هر ده یک گواهند و اگر صد هزار صوفی بیاری، همه یکی‌اند».

شهادت شما برای «تیم اقتصادی دولت در کردستان»، گواهی آن ده صوفی است؛ و برای مردم که قاضی هستند هرگز مسموع نیست؛ کار آنها از این حرف‌ها گذشته است!