سر خم می سلامت شکند اگر سبویی
ببخشید عده‌ای «خویش همه‌پندار» مانع انجام وظیفه ما شدند!

به گزارش تابناک کردستان، نوشتن از سختی‌های راه پر‌سنگلاخ اطلاع‌رسانی و بیان مانع تراشی برخی که کار رسانه را در تضاد با منافع شخصی، گروهی و باندی خود می‌بینند، تکرار مکررات است و همین تکرار هم، سبب شده میزان حساسیت در جامعه به موضوع یاد شده، تقلیل یابد اما این امر دلیل نمی‌شود که فعالان عرصه رسانه، دست از مطالبه‌گری و دعوت اربابان قدرت به رعایت قانون بردارند.

کمیته اطلاع‌رسانی ستاد انتخابات کردستان که عملکردش در ارتباط با انتخابات امسال، پیش‌تر با انتقادهایی روبرو شده بود، در آخرین اقدام خود و در رویه‌ای منطبق با رویکرد استانداری در قبال رسانه‌های منتقد، حضور «تابناک کردستان» را در جمع رسانه‌های پوشش دهنده اخبار روز برگزاری انتخابات برنتابید و مقدمات حضور این رسانه را در عرصه اطلاع‌رسانی درباره انتخابات 7 اسفند کردستان، فراهم نکرد.

عده‌ای «خویش همه‌پندار» که در کردستان ردای نابه‌اندام ریاست به تن کرده‌اند، همچنان، حرکت خارج از ریل قانون را برگزیده و به جای تمکین به قانون و تعامل با رسانه‌ای که عملکردش به زعم آنها نامطلوب است، در پی حذف منتقد هستند.

این جماعت، انگار به دنبال تشفی خاطر از زخم انتقادهای به‌جای این رسانه هستند و می‌خواهند با راهبرد نخ‌نمای حذف منتقد، بر آن بخش از وعده‌های عمل نشده و عملکردهای ناصواب‌شان که بعضاً سبب تکدر خاطر شهروندان شده، سرپوش گذاشته و با پاک کردن صورت مسئله، همه چیز را آنطور که خود می‌خواهند پیش ببرند، غافل از اینکه خون تازه‌ای در رگ‌های خشکیده حوزه اطلاع‌رسانی کردستان جریان یافته و منتقدان هم، آهسته آهسته فزونی می‌یابند و دیر یا زود باید این واقعیت را پذیرفت.

القصه، روی سخن ما، امروز، نه با این عده، که با مخاطبان این رسانه است، چرا که انتظار به حق آنها پوشش مناسب اخبار روز برگزاری انتخابات و نیز تهیه گزارش تصویری از حضور با‌بصیرت مردم در صحنه بود و حداقل کاری که ما موظف بودیم در پاسخ به این انتظار انجام دهیم آن بود که بگوییم قصور از ما نبود.

ولی با این اوصاف ما شرمنده‌ایم! که عده‌ای در هزاره‌ای که با شعار «دسترسی آزاد به اطلاعات» آغاز شده هنوز معتقد به برخورد والدگونه با عرصه اطلاع‌رسانی هستند و می‌خواهند آنچه خود می‌پسندند به جامعه منتقل شود و همین امر هم سبب شد ما نتوانیم در روز 7 اسفند، آنچه تکلیف بود ادا کنیم.

راستی، «بگذار هرچه نمی‌خواهند بگوییم، بگذار هرچه نمی‌خواهیم بگویند، باران که بیاید از دست چترها کاری بر نمی‌آید، ما اتفاقی هستیم که افتاده‌ایم».