دلیل انفعال گروه‌های سیاسی کشور چیست؟
5 ماه به برگزاری انتخابات 29 اردیبهشت 96 بیشتر باقی نمانده با این حال هنوز تقریباً هیچ تلاشی را از سوی احزاب سیاسی برای حضور پررنگ در عرصه انتخابات شاهد نیستیم و تقریباً تا کنون همه این احزاب اعم از اصولگرا، اصلاح طلب و اعتدالگرا در انفعال به سر می‌برند.
کد خبر: ۳۴۰۶۱۹
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۵ 08 December 2016

به گزارش تابناک کردستان، 29 اردیبهشت ماه یعنی 160 روز دیگر شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم و پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا در سراسر کشور خواهیم بود از طرفی انتخابات میان دوره ای مجلس دهم در برخی حوزه های انتخابیه به صورت هم‌زمان برگزار خواهد شد که در این بین قطعا احزاب و گروه‌های سیاسی نقش اساسی را ایفا خواهند کرد، با این حال تاکنون تقریباً شاهد هیچگونه برنامه انتخاباتی مشخص و مدون از سوی این گروه‌ها نبوده‌ایم.

در مراجعه به آراء و نظرات شخصیت‌ها و گروه‌‌های حزبی تقریبا عمده آنها بر این عقیده هستند که کشور باید به سمت حزبی شدن برود و گروه‌های سیاسی نقش جدی را در عرصه‌های مهمی نظیر انتخابات ایفا کنند، به این معنی که نظام حزبی تا اندازه ای فراگیر شود که مردم در انتخابات، به جای افراد، احزاب یا چهره‌های شناسنامه‌دار حزبی را برگزینند.

برخی افراد نظیر «محمدرضا باهنر» رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری یکی از افرادی است که به جد چنین عقیده ای دارد و تاکید می کند که اگر به جایی برسیم که مردم به احزاب رأی بدهند و چهره های حزبی را برگزینند، دیگر کسی نمی تواند مسئولیتی را بر عهده بگیرد و پاسخگوی کار خود نباشد؛ به این معنی که هر اقدامی از سوی یک دولت حزبی یا چهره حزبی انجام شود، جریانی که آن فرد و آن دولت را پشتیبانی می کند، قطعا باید پاسخگوی این عملکرد باشد؛ بدین شکل دیگر فردی نخواهد توانست مسئولیت دولت یا جایگاهی را بر عهده بگیرد و بدون پاسخگویی به مردم کنار برود.

برخی چهره‌های حزبی اصلاح‌طلب هم چنین عقیده‌ای دارند و می‌گویند که در صورت نارضایتی مردم از عملکرد چهره‌ها یا دولتی که به واسطه احزاب روی کار آمده‌اند، می توانند علاوه بر اینکه رأی خود را از این جریان و چهره‌های وابسته به آن پس می گیرند، سئوالات و نارضایتی خود را به آن جریان منتقل کرده و مطالبات خود را مطرح کنند.

البته نظام حزبی در بسیاری از کشورهای دنیا امروز تبدیل به یک روش و رویه شده و در بسیاری از کشورها نظیر آلمان، آمریکا، فرانسه، انگلستان و ... شاهد این مسئله هستیم. موضوعی که در بررسی شرایط احزاب کشور به این نتیجه می‌رسیم، هنوز بستر آن برای ما فراهم نشده است.

تقریباً از میان چند صد مجوز حزبی که توسط کمیسیون ماده 10 احزاب و وزارت کشور صادر شده است، تعداد کمی از آن مشخصه‌های حزب به معنای واقعی را دارند؛ یعنی اینکه در طول سال و حتی در ایام غیر از انتخابات فعال هستند، جلسات شورای مرکزی آنها به صورت مداوم و در خصوص مسائل مختلف برگزار می‌شود، درباره مسائل و رویدادهای مختلف در کشور موضع گیری می‌کنند، در تمامی استان‌های کشور و حتی بسیاری از شهرهای مهم نمایندگی داشته و اعضای آن فعال هستند، جلسات مجمع عمومی آنها به صورت سالیانه و منظم برپا می شود و مسائلی از این دست.

بیشتر احزابی که مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند، دارای ویژگی‌هایی که پیشتر ذکر شد، نیستند و علاقمند هستند که در طول ایام انتخابات به نفع افراد یا جریان مطبوع خود موضع‌گیری کرده و بروز و ظهور داشته باشند، این مسئله به حدی جدی است که سال‌های طولانی است برخی چهره‌ها و فعالان سیاسی و حزبی از «پدیده شکل‌گیری احزاب فصلی» سخن می‌گویند و از آن انتقاد می‌کنند.

در این گزارش البته نمی‌خواهیم به احزاب فصلی، احزاب دولت ساخته یا مسائلی از این دست اشاره کنیم، بلکه هدف، انتقاد از انفعال همین احزاب فعالی است که تقریباً شاخصه‌های یک حزب، جبهه یا جریان فعال سیاسی را دارند. چون در فاصله 160 روز به برگزاری 3 انتخابات مهم هنوز هیچ برنامه، راهکار، مصادیق انتخاب کاندیدا و شیوه‌ای که بتواند منجر به پیروزی یک جریان سیاسی در کشور بشود و یا به آگاه سازی بیشتر مردم از مسائل کمک کرده و شور انتخاباتی را برای گرم کردن تنور انتخابات بیافزاید، ارائه نشده است.

آنچه بیشتر امروز در فضای سیاسی کشور بیشتر شاهد آن هستیم، راه افتادن موجی از تخریب، اتهام زنی به یکدیگر، تلاش برای مچ‌گیری و رو کردن مفاسد طرفین به دروغ یا برای نیل به اهداف سیاسی نه برای حل مشکلات کشور و مسائلی از این دست است؛ یعنی جریانات و چهره‌های سیاسی به جای اینکه برای تزریق امید، تلاش برای حل مشکلات و ایجاد شور و نشاط در مردم فعالیت کنند، بیشتر به فکر تامین مطامع و منافع خود حال با توسل به هر وسیله‌ای هستند، موضوعی که به هیچ عنوان وظیفه اصلی و ذاتی آن ها محسوب نمی‌شود.

از طرفی شرایط به گونه‌ای است که جریان اصولگرایی دچار تشتت ناشی از «احساس تکلیف کردن» برخی از چهره‌های شناخته شده خود است و تقریباً در چند انتخابات اخیر نتوانسته به یک همگرایی، وحدت و همدلی در بین تمامی نیروهای این جریان دست پیدا کند. البته خلاء چند چهره شاخص این جریان که پیشتر نقش ریش سفید را داشتند را هم می‌توان یکی دیگر از دلایل چند دستگی بین اصولگرایان دانست؛ افرادی نظیر مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و مرحوم حبیب‌الله عسگراولادی که وزنه‌های سنگین و مهم جریان راست محسوب می‌شدند.

این اتفاقات سبب شده که حتی جریان مهمی نظیر جامعتین متشکل از روحانیون عضو جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم دیگر مثل سابق نتواند به عنوان تشکل سیاسی روحانی مورد پذیرش جریان اصولگرایی نقش جدی خود را در همگرایی و وحدت این جریان سیاسی ایفا کند. این موضوع تا حدی جدی است که آیت‌الله مقتدایی از اعضای ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چندی پیش عنوان کرده بود که جامعتین مثل گذشته برای ایجاد وحدت بین جریان اصولگرایی وارد نخواهد شد. بر این مسئله عدم وحدت پذیری جبهه پایداری (از تشکل های نواصولگرا) را هم باید اضافه کرد.

در طرف مقابل جریان اصلاح‌طلبی هم تقریباً غیر از تشکیل شورای عالی انتخابات اصلاح‌طلبان هیچ اقدام دیگری برای انتخابات پیش رو انجام نداده است، البته به نظر می‌رسد کارکرد این شورا هم بیشتر برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و نهایتاً برای انتخابات میان دوره ای مجلس خواهد بود؛ چراکه اصلاح‌طلبان برای بازگشت این جریان به قدرت راه و گزینه‌ای جز حمایت از «حسن روحانی» غیر اصلاح‌طلب نمی‌بیند. اگرچه برخی جریانات سیاسی و چهره‌های حزبی اصلاح طلب معتقدند این استراتژی اشتباه است و باید یک گزینه اصلاح‌طلب به عنوان نماینده این جریان در انتخابات ریاست جمهوری شرکت داشته باشد.

البته برخی جریانات و چهره‌های اصلاح طلب هم از پیروزی روحانی در انتخابات پیش رو هنوز اطمینان و یقین کافی را ندارند و معتقدند باید یک آلترناتیو در کنار رئیس دولت یازدهم وجود داشته باشد که در صورت عدم موفقیت دولت در اصلاح وضعیت معیشتی یا رقم خوردن سرنوشتی متفاوت برای برجام، بتوانند فرد دیگری که شانس پیروزی بیشتری نسبت به روحانی دارد را معرفی کنند.

جریان اعتدالگرا هم که با پیروزی «حسن روحانی» در انتخابات خود را به عنوان یکی از اضلاع مثلث سیاسی در کشور مطرح کرد هم به نظر می رسد عمده تمرکزش را بر انتخابات شوراها بگذارد و البته در این بین همچون انتخابات مجلس دهم، راه همگرایی و ائتلاف با اصلاح‌طلبان را برگزیند. آنها در انتخابات ریاست جمهوری به طور حتم برای حمایت جدی از رئیس دولت یازدهم و ادامه دولت تدبیر و امید در دولت دوازدهم تمام تلاش‌شان را به کار خواهند بست.

البته همه آنچه ذکر شد، تحلیلی از رفتار احتمالی جریانات سیاسی و احزاب کشور بود. تقریباً تاکنون هیچکدام از این گروه‌ها برنامه‌ها و راهکارهای خود برای چگونگی حضور در انتخابات آینده را در فاصله 160 روز مانده تا برگزاری انتخابات اعلام نکرده‌اند و به نظر می‌رسد این سکوت جریانات سیاسی در استانه برگزاری 3 انتخابات مهم در کشور چندان خوشایند نباشد.

تابناک

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: